تبليغاتX
برای ظهور امام زمان صلوات
به نام خدا
برای ظهور امام زمان صلوات
مبارزه با مشرکین زمان
home | archive | rss
  دلایل عقلی وجود امام

دلایل عقلی وجود امام


یکی از دلایل عقلی درباره لزوم بعثت انبیا (ع)، لطف خداوند بر بندگانش می باشد. لطف، رحمتی از جانب پروردگار است که به هر نحوی که صلاح مخلوقاتش اقتضا کند، از آن دریغ نمی کند.

این قاعده درباره امامت نیز صادق است. لذا خدا بر اساس رحمت و رافتش، بعد از سلسله ی انبیاء (ع)، پیغمبر خاتم(ص) را مبعوث می نماید تا بشریت را برای همیشه در انجام تکالیف و وظایف مادی، معنوی، اخروی، فردی و اجتماعی، راهنما باشد تا حجت بر مردم تمام شود. همچنین طبق قاعده ی لطف، خداوند اوصیای گرامی اش را منصوب فرموده تا مکتب پیغمبر خاتم(ص) را منتشر کنند و از این جهت حجت تمام شود و دین الهی در حد کمال ابلاغ گردد و بعد از رحلت پیامبر(ص)، امت در تاریکی نادانی و ضلالت نیافتند و زحمات طاقت فرسای دوران رسالت پیغمبر خاتم(ص) یکباره از بین نرود و شیرازه ی احکام از هم گسسته نشود و بیان حقایق دین و اسرار آیین مبین قطع نگردد.

درنتیجه تنها با بعثت انبیاء و نصب اوصیاء، راه خداشناسی ،کشف اسرار آفرینش، درک فضایل انسانی، علم به احکام و وظایف عملی و... محقق می شود. و حجت بر خلق تمام شده و هیچگونه عذری در برابر خالق پذیرفته نمی شود. هر کس به مخالفت بپردازد و از فرمان خدا سرباز زند خود را به مهلکه انداخته است چرا که "انّا هدیناه السبیل اما شاکراً و امّا کفوراً" (دهر/ 3)

به این ترتیب وصی پیامبران به منظور تبیین کتابهای آسمانی، حل مشکلات آن، درک متشابهات، کشف اسرار و حقایق دین و تنظیم معاد و معاش انسانها، ایجاد روابط حسنه میان آدمیان، طرح حکومت حقه و ... نصب شده اند تا بشر را به شاهراه سعادت ابدی و انتظام دینی و دنیوی هدایت کنند و امور این جهان را با برنامه های وسیع آسمانی تضمین کند.

دلایل عقلی را از قول قرآن کریم بیان می کنیم:

۱. و رسلاً قد قصصناهم علیک من قبل و رسلاً لم نقصصهم علیک و کلّم الله موسی تکلیماً*رسلاً مبشرین و منذرین لئلّا یکون للناس علی الله حجّه بعد الرّسل و کان الله عزیزاً حکیماً (نساء/ ۱۶۴-۱۶۵)

و رسولانی که شرح حال آنها را از پیش به تو دادیم و آنها که شرح حال آنها را برای تو بیان نمودیم،و آن هایی که حکایت حالشان را ننمودیم، به همه وحی فرستادیم و خدا با موسی به روشنی سخن گفت*رسولانی بشارت دهنده و انذار دهنده فرستاد تا اینکه مردم را بر خدا حجتی نباشد و خدا همواره شکست ناپذیر و حکیم است.


۲. ولقد بعثنا فی کل امة رسولاً أن اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت فمنهم من هدی الله و منهم من حقّت علیه الضلاله (نحل/۳۶)

و به تحقیق از میان هر امتی فرستاده ای مبعوث کردیم که خدا را عبادت کنند و از طاغوت اجتناب کنند و از میان ایشان برخی را خدا هدایت نمود و برخی در ضلالت خود ثابت ماندند...


سوال: چگونه تصور می رود، پیغمبری که برای بالا بردن کلمه حق و گسترش عدالت، ایجاد وحدت، برقراری روابط صحیح انسانی و هدایت خلق از همه موقیعت های ممکن استفاده نموده و تمام قدرت و هست خود را در این راه مبذول داشته تا آنچه موجب سعادت دو دنیای انسان ها بوده بیان فرماید و هیچگونه تسامح و تساهلی نفرموده و از بیان کوچکترین مسائل ضروری و لازم دریغ نکرده است؛ در موضوع رهبری این امت بعد از خود هیچ سفارشی ننموده و بحث و بیانی نداشته باشد؟!!

و چگونه ممکن است دینی آسمانی با این عظمت و احاطه، برای بقاء و دوامش تا پایان زندگی بشر، فکری نداشته باشد و امتش را در وادی حیرت و سرگردانی باقی بگذارد خصوصاً زمانی که توطئه های بی شماری نیز در حال شکل گیری بود و پیغمبر(ص) به علم الهی از تمام آن ها آگاه بودند؟!!

آیامی توان پذیرفت پروردگار جهان که به وسیله ی پیغمبر خود راه هدایت به شاهراه سعادت را بنا نهاده، برای بقاء و دوام آن راه، فرمانی صادر نکرده باشد؟!!

آیا این توهین به ذات اقدس خداوندی نخواهد بود؟!!

نویسنده : سجاد ممیوند | ساعت 7:0 قبل از ظهر روز دوشنبه سی ام دی 1387
| لینک ثابت

  دو کلام حرف حساب

اخیرا توی تلویزیون یک صحنه رو حداقل روزی یک بار نشون میده که مبنی بر شراب نوشیدن یکی از سران کشور عربستان یعنی مبدا اسلام به همراه رییس جمهور کشور آمریکاست!

حالا میخوام که شما خودتون قضاوت کنید میون رهبر کشور ما و اون اشخاص چه تفاوتی هست؟

آیا غیر از اینه که نور نماز شب توی چهره ی رهبر ما هست و نکبت وکثافت شراب خواری توی چهره و اعمال رهبران کشور عربستان؟

میخوام واسه یه برم که شده منطقی فکر کنیم.

نویسنده : سجاد ممیوند | ساعت 11:59 قبل از ظهر روز جمعه بیستم دی 1387
| لینک ثابت

  معجزه ای دیگر از قرآن...

شنوائی در يک نقطه و بينائی در چند نقطه از مغز

« و برای شما شنوائی و بينائيها درست کرد».

نکته آيه: واژه سَمْع (شنوائی) در آيه مفرد است ولی واژه اَبصار (بينائی) جمع. چرا؟

مـفـرد بـودن سَـمْـع به اين معنی است که شـنـوائی فـقـط يکی است. واقعيت هم همين است. شنوائی در مغـز فـقـط يکی است (يعنی: يک چيز و در يکجا است). محل آن زير قسمت آبی رنگ تصوير است. به اين خاطـر «سَـمْـعْ »هـميـشـه در قـرآن مـفـرد آمده است. ( ضمن اينکه واژه  سَمْعْ در زبان عربی جمع دارد. جمع آن «اَسْـمـاعْ و اَسْـمُـع» است).

 

و عـلـت اينکه اَبصار (بـيـنـائـيـهـا) جمع آمده اين است که محل بينائی در مـغـز در بيش از دو نقـطه است، (در زبان عربی از سه ببالا جمع محسوب می شود). به اين خاطر قرآن آنرا جمع بسته است. بينائی بخشهای ويژه درک رنـگ، درک بُعـد و درک تـصـويـر دارد کـه جدا از هم هستند ولی در ارتباط دائمی با هم هستند و با هم کار می کنند.

نکته ديگر آيه اين نيز هست کـه "شـنـوائی" و "بـيـنـائیِ" انسان در گوشها و چشمهای وی نيستند، چنانکه انسان در گذشته چنين تصور می کرد.

منبع:سایت قرآن شناسی

نویسنده : سجاد ممیوند | ساعت 12:3 بعد از ظهر روز شنبه دوم آذر 1387
| لینک ثابت

  معجزه ای از قرآن...

توجه شديد به چيزی و احساس درد نکردن

« و زنانی در شهر گفتند: همسر عزيز (يعنی زليخا همسر نخست وزير مصر) با جوان خود درگير می شود تا خواست خود را به او بخواهاند. شيفتگی دوستداری يوسف براستی مشغوليت او شده است. ما براستی او را در رويه ای که همه آن را ناپسند می دانند می بينيم ــ هنگاميکه (زليخا) نقشه آنها را شنيد دنبال آنها فرستاد، برای هر کدام نشيمنی مشخص نمود، بدست هر کدام يک کارد داد، و به يوسف گفت بر آنها وارد شو! همينکه او را ديدند او را بزرگ ديدند و دستهای خود را بريده بریده نمودند و گفتند: خدا از بدی دور! اين بشر نيست، اين تنها يک فرشته بزرگوار است».

«مُراوِدَة»: درگير شدن با کسی برای خواهاندن خواست خود به او است. «شَـغَـف»: شيفته و دلباخته شدنی است که انديشه انسان را بخود مشغول می کند ـ «حُبّ»: دوست داشتن کسی بخاطر خوب بودن آن است. مانند دوست داشتن يک آموزگار خوش رفتار. "مبين": چيزی است که برای همه پيدا و آشکار است. و "ضلال مبين" در آيه بمعنی: چيزی است که همه آنرا بی راهـگی و رويه نادرست می دانند. "دستهای خود را بريده بريده نمودن" مجاز است بمعنی: پوست و گوشت دستهای خود را بریده بریده نمودن. "مکر" بمعنی: نقش بر آب نمودن است و منظور زليخا از مکر زنان اين است که آنها (از روی رشک ورزی) نقشه داشته اند که جايگاه و شخصيت وی بعنوان همسر نخست وزير را لکه دار کنند. 

نکته مورد نظر ما در آيه اينست که می گويد: زنان يوسف را  بزرگ می بينند و دستهای خود را بريده بریده می کنند. يعنی زيبائی يوسف چنان آنها را شيفته می کند که کاردهائی که با آنها ميوه پوست می کنده و تکه می کرده اند دستهای آنها را پاره پاره می کند ولی آنها احساس نمی کرده اند.

پژوهشهائی که با دستگاه روی مغز شده نشان می دهد که هنگاميکه مغز شديداً متوجه چيز مهمی است، فعاليت مناطقی از مغز که درد احساس می کند کم می شود. و فعاليت در سلولهای عصبی پيرامون کانال سيلويوز بيشتر می شود، که اين فعاليت منجر به ترشح ماده تسکين دهنده درد می شود. به اين خاطر هنگاميکه توجه انسان پيش چيز مهم و بزرگی است اگر در آن لحظات پوست و گوشت دست خود را بريده بريده بکند احساس درد نمی کند و متوجه نمی شود که دارد دست خود را می برد.

منبع: سایت قرآن شناسی

نویسنده : سجاد ممیوند | ساعت 3:46 بعد از ظهر روز دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387
| لینک ثابت

  شیعه و حاشیه؟

به نام یگانه آفریننده ی هستی

تا حالا به وبلاگ هایی که منکر وجود خدا شدند سر زدید؟

حدود 9۹ درصد این سایت ها محمد (ص) رو پیامبر دروغین معرفی کردند و سعی کردند با گرفتن ایرادهایی مسلما بیجا و ساختگی از قرآن کریم منکر وجود خداوند تبارک بشن! تا حالا به این موضوع توجه کردید که نویسندگان این وبلاگها فقط با اسلام و مخصوصا شیعه مشکل دارند؟ چرا از کتاب عیسی مسیح ایراد نمی گیرند؟ مگه کتاب عیسی (ع) هم از طرف خداوند نیومده؟ مگه عیسی هم وجود خدارو قبول نداره؟ یا چرا از موسی (ع) ایراد نگرفتند؟

به نظر شما این مسایل جای فکر کردن ندارند؟ اگه کمی توجه کنیم می فهمیم که این افراد میخوان شیعه و علی (ع) رو به حاشیه بکشونند! میخوان اسلام رو از مردم ایران بگیرند و شهوت ها و امیال شیطانی خودشون رو جایگزین اون بکنند!

اما هزاروچهارصد ساله که اسلام به وجود اومده و به یاری خداوند بزرگ و توانا هنوز هیچکس، تاکید میکنم هیچکس نتونسته این دین راستی و حقیقت رو از مسلمونا بگیره و حتی در اون تحریفی ایجاد کنه و هیچوقت هم این اتفاق نمی افته.

از طرف یه بنده ی ناچیز

نویسنده : سجاد ممیوند | ساعت 4:2 بعد از ظهر روز چهارشنبه پانزدهم آبان 1387
| لینک ثابت

  پیام آور عاشق

ملاصدرا فیلسوف برجسته اسلامی پس از بیان انواع عشق، تفاوت میان عشق حقیقی و مجازی را مطرح می نماید. ما در مقالات گذشته این بیان را ذکر نمودیم و گفتیم عشق حقیقی محبت به خداوند است. عشق به هر چه غیر از خدا باشد مجازی محسوب می شود. امّا اگر عشق‌های مجازی در جهت عشق حقیقی باشند می‌توانند مطلوب باشند.  زیرا سبب می شوند انسان به عشق حقیقی دست پیدا کند. در آن صورت به سعادت دست خواهد یافت. یعنی هر کس خدا را دوست داشته باشد و بقیه را هم به خاطر خدا دوست داشته باشد. مثلاً مادری که به فرزندش عشق می ورزد، کودک دلبند خود را هدیه ای از جانب خداوند مهربان ببیند. اگر برای او زحمت می کشد، اگر همیشه مراقب اوست، اگر از ناراحتی اش ناراحت می شود و با لبخندهایش شادمان می گردد، همه را ایفای وظایف و ایثار در راه خدا بداند. همه این کارها را انجام دهد چون خدا دوست دارد و او هم به خدا عشق می ورزد. یا برای مثال زن و شوهری که به یکدیگر علاقه مندند، این عشق و محبت میان خود را هدیه ای الهی بدانند. خداوند در قرآن می فرماید: و جعل بینکم مودّة و رحمة؛ و میان شما دوستی و مهربانی قرار دادیم.(1) مودّة عشق پاک و خالصی است که عاشق همه چیز را برای محبوبش می خواهد. پس اگر زن و شوهری عاشق هم باشند و هر یک بخواهد دیگری به کمال و سعادت برسد می توان گفت عشق آن ها عشقی الهی است. یعنی عشق شان در جهت عشق حقیقی قرار دارد. آن وقت نه تنها با عشق به هم از خداوند دور نمی شوند بلکه لحظه به لحظه با این محبت و عشق به خداوند نزدیک می شوند.

پیامبر بزرگوار اسلام الگو و اسوه کاملی برای ما هستند. همه اعمال و رفتار پیامبر برای ما سرمشق است. او عاشق خدا بود. کاری نمی کرد که محبوبش ناراحت شود. فقط او را دوست داشت. امّا پیامبر مردم را هم دوست داشت. همان طور که خداوند متعال در قرآن کریم خطاب به پیامبر می‌فرماید: فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظّاً غلیظ القلب لانفظّوا من حولك؛ «به موجب لطف و رحمت الهی تو بر ایشان نرم دل شدی كه اگر تندخو و سخت دل بودی از پیرامونت پراكنده می‌گشتند.»(2)

عشق و محبت پیامبر نسبت به بندگان خدا عشقی در جهت عشق به خداوند است. یعنی خداوند بندگانش را دوست دارد و می خواهد آن ها هدایت شوند.  پیامبر هم عاشق خداست و می خواهد کاری را انجام دهد که او دوست دارد. پس پیامبر بندگان خدا  را دوست دارد و در راه هدایت آن ها از هیچ کوششی دریغ نمی کند.

  در اینجا علت گرایش مردم به پیامبر اكرم(ص) علاقه و محبتی دانسته شده است كه نبی اكرم نسبت به آنان مبذول می‌داشت. ممکن است این سؤال مطرح شود که چطور پیامبر غیر خدا(مردم) را هم دوست داشت؟!! مگر فقط نباید عاشق خدا بود؟! در جواب باید گفت: "عشق و محبت پیامبر نسبت به بندگان خدا عشقی در جهت عشق به خداوند است. یعنی خداوند بندگانش را دوست دارد و می خواهد آن ها هدایت شوند.  پیامبر هم عاشق خداست و می خواهد کاری را انجام دهد که او دوست دارد. پس پیامبر بندگان خدا  را دوست دارد و در راه هدایت آن ها از هیچ کوششی دریغ نمی کند."

عشق های مجازی دیگری هم هستند که نه تنها انسان را گمراه نمی کنند بلکه سبب کمال و سعادت او می شوند.

 به نظر شما این عشق ها کدامند؟

منبع: تبیان

نویسنده : سجاد ممیوند | ساعت 9:54 بعد از ظهر روز شنبه چهارم آبان 1387
| لینک ثابت

  جوانان ایرانی بخوانند!

یکی از اهداف اصلی غرب از بین بردن اسلام و مسلمان واقعیست سر منشاء رسیدن به این هدف جوانان هستند. یعنی غرب ابتدا از جوانان شروع می کند... جوان خاصیت انعطاف پذیری دارد و با اندکی راهنمایی اعم از مثبت یا منفی به راه مورد نظر کشیده میشود و تا آخر عمر نیز در همین راه قدم می گذارد. هدف غرب کشاندن جوانان مسلمان به سوی عقاید منفی و دین ستیز است و برای رسیدن به این مقصود از هیچ راهی دریغ نمی کند. ما امروز شاهد این تبلیغ های منفی در همه ی عرصه ها هستیم، عرصه هایی مانند: روزنامه، تلویزیون یا همان ماهواره، بازیهای رایانه ای و مهمتر از همه اینترنت که پایگاه اصلی غربیهاست.

جوان اگر عقل بیدار خود را اندکی به کار بیاندازد متوجه خواهد شد که چه کسی صلاح اورا می خواهد و چه کسی دشمن اوست. آیا واقعا یک انسان میتواند به وسیله ی شهواتی که غربیها تبلیغ میکنند به رشد و کمال برسد؟ آیا انسان به وجود آمده است فقط به خاطر لذت بردن و آسایش؟ آیا اسلام براستی دشمن انسانهاست؟ مگر پیامبر همین اسلام نمی گوید: ز گهواره تاگور دانش بجوی؟ مگر همین اسلام انسان را به تفریح کردن دعوت نکرده؟

بیایید طوری دیگر به ماجرا نگاه کنیم!

برای ورود به جایی مثل دانشگاه آزمون ورودی لازم است و برای قبولی در این آزمون سختی کشیدن و درس خواندن. فرض کنید شما سه ماه برای مطالعه فرصت دارید. حال در این سه ماه وقتتان را برای چه کارهایی تنظیم می کنید؟ آیا فقط به فکر تفریح و خوش گذرانی هستید؟ آیا تنها به لذت ها توجه می کنید و درس خواندن را کنار می گذارید؟ مسلما پاسخ شما منفی است.

حکایت زندگی ما در این دنیا حکایت همان سه ماه وقت برای مطالعه است و داستان ورود به بهشت همان داستان قبولی در آزمون، با این تفاوت که موقعیت ورود به دانشگاه چند بار پیش می آید( یعنی در صورت قبول نشدن، دفعه ی دوم و سوم هم وجود دارد) اما موقعیت ورود به بهشت فقط یک بار!

نویسنده : سجاد ممیوند | ساعت 3:11 بعد از ظهر روز پنجشنبه دوم آبان 1387
| لینک ثابت

  از سفید تا سفید

قابل توجه عزیزانی که میگن اسلام انسانهارو از شادابی دور میکنه و دین غم و ناراحتیه

اسلام می گوید: قنداقه بچه سفید ، لباس احرام سفید ، چادر نماز سفید ، لباس عروس سفید ، لباس انسان سفید ، کفن سفید و...

رنگی شادتر و زیباتر از سفید هست؟ بینی و بین الله خودتون بگید، جز اینه که اسلام میگه اول زندگی سفید، آخر زندگی هم سفید. از سفید تا سفید

نویسنده : سجاد ممیوند | ساعت 9:53 بعد از ظهر روز چهارشنبه یکم آبان 1387
| لینک ثابت

  عاشق کشون

 متن یکی از شعرهای بسیار زیبا با صدای احسان خواجه امیری در ادامه مطلب...


 ادامه مطلب
نویسنده : سجاد ممیوند | ساعت 3:55 بعد از ظهر روز چهارشنبه یکم آبان 1387
| لینک ثابت

  مثال های علمی قرآن
مقدمه

قرآن در آیات زیادى به حركت زمین و خورشید و زوجیت گیاهان و... اشاره دارد. به طورى كه انسان را در مقابل عظمت علمى خود خاضع مى‏كند. ولى آنچه مهم است این است كه روشن شود هدف قرآن از ذكر مثالهاى علمى چیست؟

در این مورد مى‏توانیم سه نظریه ارائه كنیم:

الف) ذكر مطالب و مثالهاى علمى در قرآن كریم هدف اصلى و نهایى قرآن نیست‏بلكه هدف اصلى قرآن هدایت انسان به سوى خداست اما براى مثال و شاهد آوردن از مطالب علمى واقعى استفاده مى‏كند. پس علوم تجربى و پرداختن به آنها از اهداف اصیل و اولیه قرآن محسوب نمى‏شود. این قول مطابق نظر بعضى بزرگان و كسانى است كه مى‏گفتند قرآن تبیان هر چیزى است كه در رابطه با هدایت دینى باشد. (36)

ب) همان طور كه بیان هدایت و معنوى انسان و معارف الهى از اهداف اولیه و اصیل قرآن كریم است، بیان مطالب علمى هم از اهداف اصیل قرآن است و لذا قرآن به علوم طبیعى و شناخت طبیعت توجه زیادى كرده است. این كلام مى‏تواند مطابق نظر كسانى باشد كه مى‏گفتند در قرآن همه علوم و معارف دینى و بشرى و تجربى وجود دارد. (37)

نكته جالب این جاست كه بعضى از مسائل مطرح شده در قرآن مثل حركت زمین و یا زوجیت گیاهان و یا توده عظیم گازها و اتمها با تفكر علمى موجود در اعصار بعد از نزول قرآن مطابقت نداشت ولى قرآن با شجاعت مطالب علمى و محكم و به دور از خرافات را بیان مى‏كند.

ج) قرآن در داستانها و مثالهاى علمى به صورت سمبلیك و طبق فرهنگ مخاطبان خود سخن مى‏گوید و هدف آن بیان مطالب علمى به صورت اصلى یا عرضى نیست و چون در بحث قبل، ما وجود همه علوم در ظواهر قرآن را رد كردیم، پس مبناى قول دوم باطل شده است لكن براى روشن‏تر شدن مطلب كلام یكى از نویسندگان را در مورد مطالب علمى قرآن مى‏آوریم:

بعضى از بزرگان معاصر این طور فرموده‏اند در قرآن كریم بحث درباره جهان و طبیعت و انسان به طور استطرادى و تطفلى به میان آمده است و شاید هیچ آیه‏اى نیابیم كه مستقلا به ذكر آفرینش جهان و كیفیت وجود آسمانها و زمین پرداخته باشد، هماره این بحثها به منظور دیگر عنوان شده است. در موارد بسیار گفتگو از آفرینش جهان و انواع آفریده‏ها براى آگاهانیدن انسان و رهنمونى اوست‏به عظمت الهى و سترگى حكمتهایى كه خدا در آفرینش به كار برده است. در همه جا نیز این هدف ممكن است منظور باشد كه انسان با نگرش به عالم از آن جهت كه آفریده خدا و در چنبره تدبیر اوست معرفت فطرى و شناخت‏حضورى خود را شكوفایى دهد، و شدت و نیروى بیشترى بخشد (و عقربه دل او را در جهت‏خدا نگاه دارد.)

به عبارت دیگر، قرآن كتاب فیزیك، گیاه شناسى، زمین شناسى و یا كیهان شناسى نیست. قرآن كتاب انسان سازى است و نازل شده است تا آنچه را كه بشر در راه تكامل حقیقى (تقرب به خداى متعال) نیاز دارد به او بیاموزد و لذا آیات مربوطه به جهان و كیهان در هیچ زمینه هیچ گاه به بحث‏هاى تفصیلى در مورد موجودات نپرداخته بلكه به همان اندازه‏اى كه هدف قرآن در هدایت مردم تامین مى‏شده بسنده كرده است. به همین جهت، بر خلاف بسیارى از آیات دیگر این آیات داراى ابهامهایى است و كمتر مى‏توانیم یك نظر قطعى به قرآن نسبت دهیم (38) ».

فواید ذكر مثالهاى علمى در قرآن كریم:

1 - راه قرآن را در زمینه خداشناسى هموار مى‏كند. چون هدف قرآن بیان آیات الهى و توجه دادن مردم به جلوه‏هاى فیض و قدرت الهى بوده است تا مردم را بیشتر متوجه خدا كند این از راه ذكر مثالهاى علمى و آیات الهى در آسمانها و زمین و دریاها و عجایب خلقت انسان و جانوران تامین شده است، لذا احتیاج به ذكر فرمولها و تفاصیل هر مطلب یست‏بلكه اشاره ضمنى كافى است.

2 - اعجاز علمى قرآن را ثابت مى‏كند. این مثالهاى حق و واقعى كه با مطالب اثبات شده و یقینى علوم (به نظریات متزلزل و ظنى) مطابقت دارد، ما را متوجه مى‏كند كه قرآن این مسائل را از محیط اجتماعى خود الهام نگرفته است، چون نزول قرآن در جزیرة‏العرب انجام شده كه فاقد تمدن قوى بوده است و حتى تمدنهاى آن زمان كه در ایران و روم بر پا بوده چنین پیشرفتهاى علمى نداشته‏اند تا بتواند نظریات علمى قرآن را به پیامبر صلى الله علیه وآله القا كرده باشند. پس این قرآن از طرف خداى حكیم و عالم نازل شده است.

نكته جالب این جاست كه بعضى از مسائل مطرح شده در قرآن مثل حركت زمین و یا زوجیت گیاهان و یا توده عظیم گازها و اتمها با تفكر علمى موجود در اعصار بعد از نزول قرآن مطابقت نداشت ولى قرآن با شجاعت مطالب علمى و محكم و به دور از خرافات را بیان مى‏كند. (39)

3 - مثالهاى علمى واقعى در قرآن موجب كنجكاوى بشر و تفكر او در عجایب آسمانها و خلقت انسان و دیگر موجودات مى‏شود و بشر را متوجه نیروهاى ناشناخته طبیعت مى‏كند. یعنى كار مهم قرآن ایجاد سؤال در ذهن انسان است زیرا تا انسان سؤال نداشته باشد به دنبال كشف علمى نمى‏رود، چون گمان مى‏كند همه چیز را مى‏داند و دچار یك جهل مركب مى‏شود ولى قرآن مسائل ناشناخته كهكشانها و موجودات ناشناخته را بزرگ جلوه مى‏دهد و دعوت به تفكر در طبیعت مى‏كند، و این موجب پیشرفت علوم و صنایع بشر مى‏شود، چنان كه در چند قرن اولیه تمدن اسلامى، همین امر موجب پیشرفت‏بلكه جهش علمى مسلمانان شد. (40)

4 - همین توجه اسلام و قرآن به علم و مطالب علمى است كه منشا بسیارى از علوم و الهام بخش بسیارى از معارف بشرى شد هر چند بیان كردیم كه تمام علوم با جزئیات آنها در قرآن وجود ندارد و یا رشد علوم را تسریع كرد.

براى مثال توجه اسلام به آسمانها و حركت‏خورشید و ستارگان و سیارات موجب شد تا علم نجوم در میان مسلمانان به سرعت رشد كند هر چند مساله قبله در نماز و احتیاج جهت‏شناسى هم در آن تاثیر زیادى داشت.

جمع‏بندى و نتیجه‏گیرى: در این جا به چند مطلب مهم اشاره مى‏كنیم:

اول: در مورد مطالب علمى قرآن چند هدف قابل توجه است:

مى‏توان گفت كه قرآن یك هدف اصلى و عمده دارد و آن به كمال رساندن انسان (كه همانا تقرب الى الله است) مى‏باشد، و اهداف فرعى دیگرى هم دارد كه در طول و راستاى همان هدف اصلى است، از جمله آن اهداف اثبات معاد و نبوت و اعجاز خود قرآن (كه مقدمه‏اى براى پذیرش وحى توسط مردم است) مى‏باشد

الف - ظاهر مطالب علمى قرآن گاهى درباره شناخت آیات الهى و توجه به مبدا هستى است <قال الله تعالى: ان فى خلق السموات والارض واختلاف اللیل والنهار لآیات لاولى الالباب‏» (41) <در پیدایش آسمانها و زمین آمد و شد شب و روز نشانه‏هایى براى صاحبان خرد وجود دارد».

ب - گاهى آیات علمى قرآن نشانه عظمت آن مطلب است، یعنى گوینده سخن قصد دارد كه اهمیت‏یك مطلب علمى را برساند پس آن را ذكر مى‏كند براى مثال، قسمهاى قرآن به خورشید، ماه و... (42) از این قبیل است.

ج - گاهى آیات علمى قرآن براى اثبات معاد است، براى مثال مى‏فرماید: <فلینظر الانسان مم خلق خلق من مآء دافق یخرج من بین الصلب والترائب انه على رجعه لقادر» (43) پس آدمى بنگرد از چه چیز آفریده شده است از آبى جهنده آفریده شده است كه از میان پشت و سینه بیرون مى‏آید خداوند به باز گردانیدن او قادر است.»

دوم: مى‏توان گفت كه قرآن یك هدف اصلى و عمده دارد و آن به كمال رساندن انسان (كه همانا تقرب الى الله است) مى‏باشد، و اهداف فرعى دیگرى هم دارد كه در طول و راستاى همان هدف اصلى است، از جمله آن اهداف اثبات معاد و نبوت و اعجاز خود قرآن (كه مقدمه‏اى براى پذیرش وحى توسط مردم است) مى‏باشد.

پس بیان مطالب علمى از اهداف قرآن است، چون اعجاز قرآن را ثابت مى‏كند ولى هدف اصلى و عمده قرآن نیست. این مطلب ... خصوصا با توجه به این نكته روشن مى‏شود كه بیان كردیم آیاتى كه همه چیز را به قرآن نسبت مى‏دهد در مورد هدایت و دین است. بنابراین، هدف اصلى هدایت انسان و بیان معارف دینى است لكن یكى از امورى كه مربوط به دین است اثبات اعجاز قرآن است و یكى از ابعاد اعجاز قرآن اعجاز علمى آن است. از این رو، مطالب علمى قرآن (در بعضى موارد) خود از اهداف قرآن است لكن هدف عمده و اصلى نیست.

منبع:تبیان

نویسنده : سجاد ممیوند | ساعت 12:11 بعد از ظهر روز دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
| لینک ثابت

  حرف اول

اسلام به ذات خود ندارد عیبی          هر عیب که هست در مسلمانی ماست

نویسنده : سجاد ممیوند | ساعت 12:2 بعد از ظهر روز دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
| لینک ثابت